شکسته میرم امشب بانو خدانگهدارت اگر چه میشکنه اون دل سبز و سپیدارت
ببخش منو اگه بوی زخم چرکینمو زجه های کبودم میشه موجب آزارت
خیلی انتظار کشیدم که شاید بیای باز برای بدرقم با اون لباس گلدارت
ولی چه فایده که خوابت سنگین بود صدای خاطره هامون که نکرد بیدارت
شکسته میرم و خاطرات سبز تو رو به یادگار میبرم امشب خدانگهدارت
واسه کسی که خراب عمری زیر آوارت آخرین جمله همینه خدانگهدارت
آخرین جمله همینه خدانگهدارت